
یه رودخونه وقتی از یه مسیری عبور میکنه از صدها پیچ و خم میگذره. از پستی و بلندی های مختلف. از جنگل سبز و کوه های مرتفع و دشت ... یه جاهایی انقدر مسیر رودخونه فراخ و پهن میشه که سطح آب شاید به کف رودخونه برسه و گاهی انقدر تنگ و باریک میشه که رودخونه به کناره ها سرریز میشه و امکان داره هرچی اطرافشه با خودش بشوره و ببره... من حالا شدم اون رودخونه و سرریز شدم از زندگی. میشورم و میبرم هرچی که اطرافمه. فاصله گرفتن از این رودخونه خروشان بهترین اتفاقیه که میتونه برای اطرافیان بیوفته. دیره واسه شروعی دوباره.... ...
ادامه مطلب