
از تو سکوت مانده و از من صدای تو چیزی بگو که من بنویسم به جای توحرفی که خالی ام کند از سال ها سکوت حسی که باز پر کُنَدَم از هوای تواین روز ها عجیب دلم تنگ رفتن است تا صبح راه می روم پا به پای تودر خواب حرف می زنم و گریه می کنم بیدار می کنند مرا دست های توهی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم ...
ادامه مطلب